رضا قليخان هدايت

1153

مجمع الفصحاء ( فارسي )

هميشه در سر زلفت مجاورند سه چيز * يكى شكنج و دويم حلقه و سيم چنبر لطافت از دو لب تو ربوده‌اند سه آب * يكى حيات و دويم زمزم و سيم كوثر ببوى خوش ز دو زلفت سه چيز بهره برند * يكى نسيم و دويم نافه و سيم مجمر بجادوى بربودى ز ماه و حور و پرى * يكى جمال و دويم چهره و سيم پيكر هزار بنده سزندت به قدّ و عارض و روى * يكى چو سرو و دويم چون گل و سيم چو قمر مرا سه چيز ببخش از دو لب به يك بوسه * يكى عقيق و دويم پسته و سيم شكر روان و جان و دل من ز عشق تو شده‌اند * يكى ذليل و دويم عاجز و سيم مضطر تن من است و سرين و ميان تو به صفت * يكى نحيف و دويم فربه و سيم لاغر مرا چو ديده و جان و دلست ديدارت * يكى عزيز و دويم لايق و سيم درخور سه چيز يافت جهان از لقاى حضرت مير * يكى بها و دويم صفوت و سيم مفخر رئيس شرق على تحفهء سه عرق شريف * يكى رسول و دويم حيدر و سيم جعفر ز پشت آنكه قوى كرد پشت دين به سه چيز * يكى حنين و دوم خندق و سيم خيبر